اسماعيل ناظم

118

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

اينكه طبق قاعدهء « الشىء إذا جاوز حدّه إنعكس ضدّه » چون آيات بينات و عجايب خلقت از اندازه فزون است ، به ضدّ خود منعكس شده و حالت شگفت‌انگيزى آن‌ها جاى خود را به يك حالت معمولى و متعارف سپرده است ، چنان‌كه مىگويد : إن سئلت عن الحقّ ، فكل صنايعه دقيقة و كلّ فطرة عجيبة إلّا أنّه لمّا كان إدراكنا إيّاها بالتّدريج لا نقضى منه العجب . و أيضا إذا جاوز الشّىء حدّه إنعكس ضدّه ؛ فلمّا جاوزت الايات و البيّنات و الاعاجيب عن الحدّ و العد لم يتفطّنوا . . . « 75 » اين بود آنچه حاج ملا هادى سبزوارى در باب استناد به اين قاعده تقرير كرده است . بيت معروف وى را نيز در باب توصيف حق تبارك و تعالى به شدت ظهور مىتوان بر اين قاعده مبتنى دانست ؛ آنجا كه مىگويد : يا من هو اختفى لفرط نوره * الظّاهر الباطن فى ظهور « 76 » زيرا ظهور كه در اثر شدت از اندازه فزون مىگردد ، به ضدّ خود منعكس شده و موجب بطون مىشود . كلّ ما صحّ على الفرد صحّ على الطّبيعة من حيث هى ، و كلّ ما إمتنع على الطبيعة إمتنع على أفرادها هرآنچه بر فردى از افراد طبيعت يك شىء قابل حمل باشد ، بر نفس طبيعت آن شىء نيز قابل حمل است ؛ و آنچه بر نفس طبيعت شىء قابل حمل نباشد ، بر هيچ‌يك از افراد آن شىء قابل حمل نخواهد بود . مقصود از كلمهء طبيعت ، كه در اين قاعده به كار برده شده ، همانا ماهيت لا به شرط مقسمى است كه از هرگونه قيد و شرط حتى از قيد لا به شرط بودن منزه است . حكما در باب اعتبارات ماهيت ، براى ماهيت سه نوع اعتبار قائل شده‌اند كه به ترتيب عبارتند از : 1 . به شرط شىء 2 . به شرط لا 3 . لا به شرط .

--> ( 75 ) . الاسفار الاربعه ، ج 7 ، ص 118 ، حاشيهء س ره . ( 76 ) . شرح منظومه ، بخش فلسفه ، ص 126 .